22 بهمن 92
دوشنبه علی که از مهد آمد گفت : مامان خاله ماریا گفته فردا بریم راهپیمایی و بعد آخرش بریم پارک نقاشی بکشیم ، حتما بریم خاله ماریا گفته . منم به اسرار پسرم برا روز سه شنبه هیچ برنامه قرار ندادم و با علی و خاله فاطمه رفتیم راهپیمایی .
اولش که از دور علی نگاه جمعیت کرد به من گفت مامان اینا که هیئت هستن مگه نگفتی میریم راهپیمایی .؟ بعد دیگه بهش گفتم همین راهپیمایی....





اینجا داره مارک پاستلا رو با مال خودش مقایسه میکنه

راهپیمایی در بغل عمو علی

به من میگه مامان تو نقاشیم این نوشته وسط رو کشیدی یا نه؟

ژستای پسرمو



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




22 بهمن 92
